آمدن و رفتن تو...

خرید بک لینک

باز هم به خوابم آمدی

و

باز هم رفتی،

نمی دانم کجای خواب بودم

ولی چشم باز کردم تا بیابمت ، آن هم در کنارم ، که داشته باشمت

اما مثل تمامی شب ها در تاریکی نه تنها تویی نیافتم بلکه خود نیز گم کردم،

حکایت همیشگی شب هایی است که سرزده به خوابم می آیی

درست همان گونه که به زندگی ام آمدی و رفتی

یا بهتر بگویم به زندگی ام سری زدی و رفتی

اما غافل ازینکه آمدن و رفتنت به پای خودت بود

ولی رد پایت در قلبم با هیچ رفتنی پاک شدنی نبود

گویا تمام زندگی من اسیر شده است بین آمدن و رفتنت،

می آیی و من سراسیمه تکه های زندگی ام را کنج قلبم جمع می کنم تا دیدن اینچنین ویرانه ای قلبت را نیازارد

می روی و من می مانم و این ویرانه ای که با رفتنت برایم به یادگار گذاشتی،

کاش برای یک بار آمدنت از جنس رفتن نبود

آمدنی بود از جنس بودن

آمدنی با عطر ماندن

تا به شوق رسیدنت ویرانه های زندگی ام را از نو می ساختم برای قدم های مبارک تو

همین...

گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست؟...

ما را در سایت گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: جمعه 12 مرداد 1397 ساعت: 1:41

صفحه بندی